بجستان سبز

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمیخیزند

ردپای سردار طائب در جریان تکذیب ماجرای ترانه موسوی؟؟!!!
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸
 

بعد از پیدا شدن نزدیک به 70 نفر به نام ترانه موسوی در ایران بر خلاف ادعای مسئول ثبت احوال (سردار نیروی انتظامی قدیم)، در ادامه تحقیقات طی بررسی نامه های رد و بدل شده بین سید حسین شاهمرادی (برادر همسر ترانه موسوی، شهید زنده کشف شده توسط 20:30) و شیخ اصلاحات، بالاخره دم خروس پیدا شد. از متن این نامه ها کاشف به عمل آمد که سردار طائب باجناق حجه الاسلام سید حسین شاهمرادی تشریف دارند و هر دو داماد حجه الاسلام حسینی اخلاق در خانواده اند.
خب وقتی به قول علی مطهری مدیریت بحران را به شخصی مثل طائب می سپارند که به جای عقل و تدبیر باتوم دارد، نتیجه اش همین می شود.
البته سردار طائب فکر همه جایش را کرده است: از اونجاییکه از قدیم الایام گفته اند که باجناق فامیل نمیشه، مطمئن باشید که فردا هر گونه نسبت فامیلی بین این دو نفر از بیخ تکذیب می شود!!!


 
comment نظرات ()
 
تجاوز شرعی!!!
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸
 

کاری کرده اند که حتی کیبورد هم از نوشتن آن شرم دارد چه برسد به قلم. دیروز نامه کروبی به هاشمی پس از ده روز منتشر شد. نامه ای که در بر دارنده حقایقی تلخ بود، تلخ تر از تمامی جنایات بشر در طول تاریخ. و از همه بدتر اینکه این جنایات همگی به پای اسلام نوشته می شود.

چند سال پیش اصطلاح "کلاه شرعی" همینجوری فراگیر شده بود، دیروز که نامه کروبی رو خوندم به ناگاه واژه "تجاوز شرعی" به ذهنم خطور کرد.

هر وقت دیدید کسی بدون هیچ وجدان دردی یک جنایت هولناک را انجام می دهد مطمئن باشید اعتقادات مذهبی است که به او چنین جسارتی داده است.

راستش نمی دونم این حرف مال کیه ولی کاملا صحت داره. نمونه های بارزش جنایات صهیونیست ها و کودتاچیان ایران است. هر چند این کودتاچیان روی هر جنایتکاری را سفید کرده اند.


 
comment نظرات ()
 
اشتباهات کاملاً تصادفی! در پرداخت حقوق در آستانه انتخابات
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸
 

مبالغی که قبل از انتخابات در فیش حقوقی پرسنل نیروهای مسلح اضافه شده بود، در تیر ماه کسر گردیده و علت آن اشتباه تصادفی اعلام شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، در آستانه انتخابات در اقدامی بی‌سابقه، حقوق پرسنل نیروهای مسلح افزایش چشمگیر یافته و حقوق به جای پایان ماه، قبل از 20 خرداد پرداخت شد.

این افزایش حقوق که بین افراد مختلف متفاوت بوده، از 20 تا 200 هزار تومان گزارش شده است.

جالب آن‌که در فیش حقوقی تیر ماه، افزایش پرداختی ماه قبل اشتباه اعلام شده و مبلغ اضافه شده، به صورت اقساط از حقوق کسر گردیده است.

در این حال مسئولان مربوطه، افزایش حقوق مذکور را اشتباهی کاملاً تصادفی دانسته و اظهار کردند این افزایش و کاهش ربطی به قبل و بعد از انتخابات ندارد.

گفتنی است، پیش از این برخی منابع از صرف بودجه‌های سایر ردیف‌ها برای پرداخت‌های نقدی در آستانه انتخابات خبر داده بودند که با پیگیری دیوان محاسبات و مجلس شورای اسلامی، دستگاه‌های مذکور تلاش در بازگرداندن مبلغ فوق را آغاز کردند.

 برخی گزارشها حاکی از آن است که این موضوع برای بازنشستگان و کارمندان کشوری هم اتفاق افتاده است.

منبع: http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=10602


 
comment نظرات ()
 
جزئیات تازه‌ای از ماجرای شهادت محسن روح‌الامینی
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸
 

سید سراج‌الدین میردامادی، از روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور، در وبلاگ خود یادداشتی را منتشر کرده که نویسنده‌ی آن سردار حسین علایی، از فرماندهان سابق جنگ و از مشاوران سید محمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری وی است. در این وبلاگ توضیح داده شده که این یادداشت برای انتشار به روزنامه‌های داخلی داده شده، اما مطبوعات از انتشار آن امتناع ورزیده‌اند. متن کامل یادداشت علایی درباره‌ی محسن روح‌الامینی، شهید جنبش سبز، را در ادامه می‌خوانید.


بسم الله الرحمن الرحیم


بعد از ظهر روز پنجشنبه اول مردادماه سال ۱۳۸۸ که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامک‌ها، پیامی به من رسید مبنی بر این‌که فرزند ۲۵ ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح‌الامینی که در اعتراضات روز ۱۸ تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.

بسیار متعجب شدم. زیرا آقای روح‌الامینی را که از سالیان دراز می‌شناسم، فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است.

تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آن هم از خانواده‌ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده‌اش گردد!

صبح جمعه دوم مرداد ۱۳۸۸ به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسان‌های مؤمن و اکثر آن‌ها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده‌اند. افرادی که هم‌اکنون مسؤلیت‌های مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی و حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهاب‌الدین صدر رییس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی از دفتر رهبری، رجبی معمار رییس شبکه پنج سیما، علی عسگری معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.

به آقای روح‌الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را این گونه برایم تشریح کرد:

بر اساس اطلاعات دریافتی این دو روزه، محسن را در روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس‌شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه ۱۹ تیرماه آن‌ها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می‌نمایند.

سپس این آیه قرآن را قرائت کرد: و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء - آیه ۱۰۰)

و ادامه داد: من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت می‌کردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر می‌زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبه‌رو می‌شدم.

تا این‌که دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می‌دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی (ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره‌های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد.

از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آن‌که دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می‌باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی‌گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی‌دهد.

او به من گفت به شما تسلیت عرض می‌کنم. من فکر کردم که می‌خواهد بلوف بزند و مرا بترساند. بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، می‌دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم.

مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده‌اند. جنازه‌اش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کرده‌اند.

فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی‌گفت. مطمئنم هر چه از او سؤال کرده‌اند، درست پاسخ داده است. آن‌ها احتمالاً نتوانسته‌اند صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشته‌اند.

با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم. محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده‌اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است.

او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول‌الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنجشنبه جسد او را به سردخانه تحویل می‌دهند. آن‌ها پس از یک هفته ما را در جریان قتل فرزندم قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم.

ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی‌دادند و بهانه می‌آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود. من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد.

بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.

مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می‌گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن‌های مردم باشید.

آقای روح‌الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را هم‌چنان بر گردن داشت، آن را به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته‌اند. کسانی که کار آن‌ها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می‌خواستیم؟

من رفیق شهید دقایقی هستم. هیچ گاه لبخند او را از یاد نمی‌برم. او با لبخند خود از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آن‌ها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را به وجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند.

به یاد دارم که در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب وقتی که احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد؛ زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده‌اند که جوان سالم حزب‌اللهی را دستگیر می‌کنند و جنازه او را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. آن هم تعهد می‌گیرند که کفن و دفن به گونه‌ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آن قدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می‌ترسد؟

دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می‌گفت: به خاطر مبارزه با بیماری‌های عفونی و مننژیت در زندان‌ها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی‌سیلین بسیار قوی و آمپول‌های ضد مننژیت به زندان‌های تهران فرستاده‌ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم.

او می‌گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می‌گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده‌‌ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند؛ نه این که در بلاتکلیفی به سر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت‌شدگان حفظ می‌شود و آن‌ها در خطر جانی قرار ندارند.

با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا (اسراء - ۳۳)

البته ایشان از لطف‌هایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می‌گفت بعد از این‌که متوجه شدند که من در دولت نهم رییس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده‌ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه ۲۲۲ که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم؛ تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می‌رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود.

آن‌ها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می‌گفت: یکی بخر دو تا ببر.

در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون.

حسین علایی
جمعه، دوم مردادماه
سال ۱۳۸۸

 


 
comment نظرات ()
 
از انتصاب مرموز تا سقوط مشکوک
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸
 

مرور ابهاماتی که درباره سقوط هواپیمای تهران- ایروان وجود دارد

در حالی که مقامات سازمان هواپیمایی و مقامات محلی در وجود یا عدم وجود نقص فنی در هواپیمای ساقط شده اختلاف نظر دارند، با نگاهی به اخبار دو روز گذشته مشخص می‌شود که حادثه سقوط هواپیمای توپولوف شرکت کاسپین با 168 سرنشین تنها دو روز پس از آن صورت می گیرد که در اقدامی عجیب مشاور امنیتی سازمان هواپیمایی کشور به جای کاپیتان خانلری به عنوان رییس این سازمان منصوب شده بود.

ظهر چهارشنبه یک بمب خبری در میانه اخبار مربوط به تحولات داخلی ایران منفجر شد. یک فروند هواپیمای توپولوف خطوط هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین که با 168 مسافر و خدمه پرواز از تهران به مقصد ایروان در حرکت بود پس از آنکه به حوالی جنت آباد قزوین رسید به دلایل نامعلومی سقوط کرد و ساعتی پس از این ماجرا اعلام شد که تمامی 168 سرنشین (۱۵۳ مسافر و ۱۵ خدمه) جان خود را از دست داده‌اند.

در این پرواز، تمام اعضای تیم ملی جودوی نوجوانان که برای حضور در اردوی تدارکاتی پیش از حضور در مسابقات جهانی مجارستان (۱۵ مرداد) عازم ارمنستان بودند نیز جان خود را از دست دادند.

خبرگزاری رسمی دولت هم گزارش کرد که لون داودیان که در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نمایندگی ارامنه شمال کشور را به عهده داشت، در این سانحه جان باخته است.

نقص فنی داشتن یا نداشتن؛ مسئله این است

مسئولان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در اولین اظهار نظرها درباره این «حادثه» اعلام کردند هواپیمای ساقط شده «نقص فنی» نداشته و تا زمان سقوط، خلبان آن گزارشی مبنی بر «نقص فنی» ارسال نکرده است.

خبرگزاری ایسنا به نقل از رضا قدیمی مدیرکل فرودگاه امام خمینی گزارش کرد که این هواپیما در «سلامت کامل» پرواز کرده است. به گفته آقای قدیمی، برای پرواز این هواپیما «همه بررسی‌های لازم و فنی» انجام گرفته بود و «هیچ مشکلی» از طرف فرودگاه نبوده است.

این مقام هواپیمایی در پاسخ به این پرسش‌ که آیا علت این سانحه «انفجار» بوده است، اظهارنظری نکرد و آن را به منوط به بررسی‌های بیشتر کرد.

از سوی دیگر مدیرعامل شرکت فرودگاه‌های کشور هم به خبرگزاری مهر گفت که خلبان این هواپیما پیش از سقوط، مکالمه‌ای مبنی بر وجود نقص فنی با برج مراقبت نداشته است.

احمد مومنی‌رخ افزوده بود که «در مکالمات خلبان هواپیمای حادثه‌دیده با برج مراقبت، تمام صحبت‌ها از عادی بودن پرواز حکایت دارد و خلبان تا آخرین لحظه هیچ گزارشی مبنی بر وجود نقص فنی نداشت.»

اظهارات این دو مقام هواپیمایی ایران در حالی ایراد شد که معاون سیاسی امنیتی استانداری قزوین ساعتی پیش از این اظهارات در سخنانی کاملا متفاوت اعلام کرده بود که این هواپیما به علت «نقص فنی» به سمت زنجان و تبریز در حرکت بوده تا فرود اضطراری داشته باشد.

بر اساس سخنان سیروس صابری، خلبان توپولوف ساقط شده پس از آنکه موفق به فرود اضطراری نشد، به سمت تهران حرکت کرد که در بین راه سقوط می‌کند.

همزمان واحد مرکزی خبر صداوسیما هم به نقل از یک شاهد عینی گزارش کرد که یکی از موتور‌های هواپیما پیش از سقوط در آسمان آتش گرفته بود. این شاهد عینی گفته بود که شاهد حریق در موتور سمت چپ این هواپیما بوده است.

انتصاب «امنیتی» در سازمان هواپیمایی کشور

در حالی که مقامات سازمان هواپیمایی و مقامات محلی در وجود یا عدم وجود نقص فنی در هواپیمای ساقط شده اختلاف نظر دارند، با نگاهی به اخبار دو روز گذشته مشخص می‌شود که حادثه سقوط هواپیمای توپولوف شرکت کاسپین با 168 سرنشین تنها دو روز پس از آن صورت می گیرد که در اقدامی عجیب مشاور «امنیتی» سازمان هواپیمایی کشور به جای کاپیتان خانلری به عنوان رییس این سازمان منصوب شده بود.

خبرگزاری دولتی فارس غروب دوشنبه گزارش داد که کاپیتان حسین خانلری از سمت ریاست سازمان هواپیمایی کشوری عزل شده است. این خبرگزاری در توضیح خبر خود آورده بود که علی ایلخانی طی حکمی از سوی بهبهانی وزیر راه و ترابری، به عنوان سرپرست این سازمان منصوب شده و مراسم تودیع کاپیتان خانلری و معارفه علی ایلخانی، قرار است فردای آن روز (سه شنبه) در محل سازمان هواپیمایی کشوری برگزار شود.

خبرگزاری فارس در ادامه خبر خود با اشاره ضمنی به سوابق سرپرست جدید سازمان هواپیمایی کشوری نوشته بود: پیش از این در اخبار رسانه‌ها، از علی ایلخانی به عنوان مشاور «امنیتی» سازمان هواپیمایی کشوری یاد می‌شد.

ابهامات و احتمالات پیش رو

بسیاری از فعالان بخش هوایی کشور اگرچه از برکناری خانلری شوکه نشدند اما دلیل قابل قبولی برای انتصاب ایلخانی در مقابل خود نمی‌دیدند. کمتر کسی بود که از اختلاف نظرها میان خانلری و مهدی هاشمی قائم مقام وزیر راه و از نزدیکان احمدی نژاد مطلع نباشد چنان که روزنامه اعتمادملی یک روز پس از برکناری خانلری در گزارش کوتاهی که درباره این تحول منتشر کرد دلیل اصلی برکناری خانلری را اختلافات وی با قائم مقام وزیر عنوان کرد. در گزارش اعتمادملی آمده بود: کاپیتان حسین خانلری پس از اختلاف نظر با مهدی هاشمی قائم مقام وزیر راه وترابری درحالی که کمتر از یک ماه ازعمر دولت باقی مانده، از ریاست سازمان هواپیمایی کشوری برکنار شد تا مدیر دیگری از اتوبوس این وزارتخانه، به مقصد نرسیده، پیاده شود. 

این روزنامه افزود: برکناری حسین خانلری ازآن جهت غیر قابل پیش بینی بود که مدت زمان زیادی تا پایان کاردولت نهم باقی نمانده. هرچند گفته می شود که دوره سه ساله ریاست حسین خانلری بر سازمان هواپیمایی نیز به پایان رسیده است. صبح روز گذشته اخباری مبنی بر تغییر وتحول در سازمان هواپیمایی منتشر شد و ساعتی از ظهر نگذشته بود که خبر این تغییرات به صورت رسمی انعکاس یافت.براساس حکمی که حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری آن را امضا کرده است، «علی ایلخانی» که پیش ازاین مشاور امنیتی رئیس سازمان بود، به عنوان سرپرست سازمان هواپیمایی کشوری منصوب شده است. گفته می شود علی ایلخانی که پیش از این، مشاور امنیتی سازمان هواپیمایی کشوری بوده است، مورد حمایت مهدی هاشمی قائم مقام وزیر قرار دارد. 

این روزنامه در بخش دیگری از گزارش کوتاه خود با اشاره به گمانه‌زنی‌ها پیرامون دلایل برکناری خانلری نوشت: هرچند گمانه زنی ها حاکی از آن است که حمید بهبهانی براساس اختیاراتی که به عنوان وزیر داشته، به ماموریت حسین خانلری پایان داده اما اخباری هم شنیده می‌شود که او را مهدی هاشمی برکنار کرده و به این شکل درحالی که فقط یک ماه به پایان دولت نهم باقی مانده،به اختلافات موجود پایان داده است.

ابهاماتی که پیرامون این ماجراها مطرح است:

اول- دلایل برکناری کاپیتان حسین خانلری در روزهای پایانی دولت نهم

دوم- دلیل انتصاب چهره‌ای با پیشینه «امنیتی» به عنوان سرپرست کل سازمان هواپیمایی در شرایط فعلی

سوم- فاصله کوتاه میان تغییر شائبه برانگیز ریاست سازمان هواپیمایی و سقوط هواپیمای مسافربری

چهارم- اختلاف فاحش میان اظهارات مسئولان ملی و محلی درباره وجود و عدم وجود نقص فنی

این ابهامات در کنار تصاویر بقایای توپولوف ساقط شده که در نگاه اول وقوع انفجاری به مراتب قوی‌تر از انفجار معمولی ناشی از برخورد هواپیما به زمین را به ذهن متبادر می‌کند، شائبه خرابکاری در این ماجرا را پررنگ کرده است. این مسائل در کنار تغییرات مرموز در مدیریت سازمان هواپیمایی کشور باعث بروز برخی گمانه‌زنی‌ها پیرامون عمد دولت کودتا در ایجاد این حادثه برای تحت الشعاع قرار دادن اخبار کشور در آستانه نماز سرنوشت‌ساز جمعه تهران در فاصله یک ماه پس از کودتای انتخاباتی شده است.

به نظر می‌رسد تشکیل یک کمیته حقیقت یاب مستقل برای بررسی اطلاعات موجود در جعبه سیاه توپولوف ساقط شده می‌تواند به برطرف شدن این ابهامات و یافتن پاسخ پرسش‌ها کمک قابل توجهی کند.

منبع: http://www.mowjcamp.com/article/id/692


 
comment نظرات ()
 
به جای شکایت از موسوی، طرح عدم کفایت رئیس‌جمهور را بدهید
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸
 

دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی درباره طرح شکایت برخی نمایندگان مجلس از موسوی نوشت:

شنیدن خبر طرح شکایت برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی به عنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و به ویژه تجربة سی سالة انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است. 

علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند. به بیان دیگر، مجلس خانة ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن.

اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد. اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد.

کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟ و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟ مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.

ایکاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطرة شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند.

منبع: آینده


 
comment نظرات ()
 
شمارش مجدد برگه های رای تا نخورده
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
 

عکس های زیر مربوط به بازشماری آرای دهمین دوره انتخابات(!) ریاست جمهوری است که از وبسایت خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گرفته شده است. برای مشاهده سری کامل عکس ها اینجا کلیک کنید.

راستش را بخواهید روزی که ما رفتیم رای بدهیم از بس می ترسیدیم دور و بری ها از روی ما تقلب کنند بلافاصله بعد از نوشتن رای برگ رای رو تا زدیم تا کسی خدای نکرده از روی دست ما تقلب نکند!!! بقیه کسانی هم که آمده بودند رای بدهند نیز همین کار را می کردند. از طرفی سوراخ صندوق رای اونقدر تنگ بود که مجبور شدیم برگ رای را دو بار تا بزنیم تا از سوراخ مذکور رد شود.

اما همونطور که در آرای بازشماری شده مشاهده می فرمایید حتی یک تا هم بر روی برگ های رای مشاهده نمی شود!!!

با توجه به اینکه در بازه زمانی بین کنکور سراسری و کنکور آزاد قرار داریم یک سوال چهار گزینه ای مطرح می کنم (اتمسفر کنکور ما رو هم گرفته): به نظر شما کدامیک از موارد زیر صحیح است؟

الف- در حوزه مذکور از روش های نوین برای جلوگیری از تقلب (از روی دست بغلی زدن) استفاده شده و نیازی به تا زدن برگ رای نبوده است.

ب- سوراخ مذکور به اندازه کافی گشاد بوده است تا بدون تا زدن هم برگ رای از آن رد شود.

ج- در راستای اصلاح الگوی مصرف پس از شمردن آرا تعرفه ها اتو زده شده تا بتوان از آنها برای دوره های بعدی انتخابات نیز استفاده کرد. با این کار نه نیازی به چاپ مجدد تعرفه ها در دوره های بعدی است و نه نیازی به نوشتن دوباره اسامی کاندیداها، یعنی هم در مصرف کاغذ صرفه جویی شده است و هم در مصرف خودکار.

د- تمامی موارد صحیح است.


 
comment نظرات ()
 
یک سوال از آقای احمد خاتمی
نویسنده : سبزاندیش - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳۸۸
 

امروز در خبرها شنیدم که آقای احمد خاتمی در خطبه های نماز جمعه تهران فرموده اند:

"در اغتشاشات اخیر، یک خانم کشته شد، اوباما برایش اشک تمساح ریخت و غرب معرکه گرفت. هر عاقلی که فیلمش را ببیند متوجه می‌شود کار خود اغتشاش‌گران است. به‌گونه‌ای که از جایی که ماشین این خانم هم پارک شده است عکس گرفته‌اند. این خانم در کوچه خلوت بوده است. در کوچه خلوت که نمی‌کشند، دستگیر می‌کنند. معلوم است که اگر کار نظام بود، در خیابان برخورد می‌کرد. اغتشاشگران برنامه‌ریزی کرده بودند که بعدا بهره‌برداری کنند."

یک سوال از خدمت ایشان داشتم:

اگر کشتن ندا کار نظام نبوده است و کار اغتشاش گران بوده، چرا در هیچ یک از مساجد تهران اجازه برگزاری مراسم سوگواری ندا داده نشد؟؟؟


 
comment نظرات ()